در هر زندگی مشترک، زن و شوهر با دو شخصیت، دو نوع فکر و دو شیوه متفاوت بزرگ شدهاند. طبیعی است که همیشه در همه چیز شبیه هم نباشند؛ اما گاهی مشکل از تفاوتها نیست، بلکه از تلاش برای تغییر دادن یکدیگر آغاز میشود.
وقتی یکی از همسران دائماً میخواهد طرف مقابل را مطابق خواسته خودش تغییر دهد، ممکن است رابطه به جای آرامش، به میدان انتقاد و دلخوری تبدیل شود. اما پذیرش به این معنا نیست که اشتباهها نادیده گرفته شوند؛ بلکه یعنی تفاوتهای شخصیتی و عادتهای قابلقبول یکدیگر را بشناسیم و به آنها احترام بگذاریم.
پذیرش، احساس امنیت میآورد
وقتی انسان احساس کند که در کنار همسرش مجبور نیست همیشه نقش شخص دیگری را بازی کند، راحتتر حرف میزند، احساساتش را بیان میکند و خودش میماند. همین احساس امنیت میتواند صمیمیت میان زن و شوهر را بیشتر کند.
گاهی یک جمله ساده مانند «میفهمم که تو این موضوع را متفاوت میبینی» میتواند از یک بحث طولانی جلوگیری کند.
تفاوتها همیشه مشکل نیستند
ممکن است یکی آرامتر باشد و دیگری اجتماعیتر؛ یکی بیشتر به برنامهریزی علاقه داشته باشد و دیگری انعطافپذیرتر باشد. این تفاوتها لزوماً نشانه ناسازگاری نیستند. اگر زن و شوهر یاد بگیرند تفاوتهای یکدیگر را بشناسند، همین تفاوتها میتوانند زندگی را متعادلتر و جذابتر کنند.
زندگی مشترک زمانی زیباتر میشود که هدف زن و شوهر این نباشد که یکدیگر را به نسخهای دلخواه تبدیل کنند؛ بلکه تلاش کنند همدیگر را بهتر بشناسند، به یکدیگر احترام بگذارند و در کنار تفاوتها، نقاط مشترکشان را بسازند.
در نهایت، عشق فقط دوست داشتن یک انسان در روزهای خوب نیست؛ گاهی یعنی شناختن تفاوتهای او، احترام گذاشتن به شخصیتش و انتخاب کردنِ گفتوگو به جای تلاش برای تغییر دادنش.