در آغاز یک رابطه، زن و شوهر معمولاً درباره خیلی چیزها با هم صحبت میکنند؛ از اتفاقهای ساده روزانه گرفته تا نگرانیها، آرزوها و برنامههای آینده. اما گاهی با گذشت زمان، صحبتها کمتر و سکوتها بیشتر میشوند. نه به این دلیل که دیگر حرفی وجود ندارد، بلکه چون بعضی حرفها گفته نشده باقی میمانند.
ترس از ناراحت کردن یکدیگر
گاهی یکی از زوجین حرفی برای گفتن دارد، اما با خودش فکر میکند: «اگر بگویم، ناراحت میشود.» به همین دلیل سکوت میکند. یک بار سکوت شاید مشکل بزرگی نباشد، اما وقتی این اتفاق بارها تکرار شود، احساسات و ناراحتیهای کوچک روی هم جمع میشوند.
عادت کردن به سکوت
گاهی سکوت به یک عادت تبدیل میشود. زوجین به جای اینکه درباره چیزی که ناراحتشان کرده صحبت کنند، از کنار آن میگذرند و منتظر میمانند تا زمان همهچیز را حل کند. اما زمان همیشه مشکلات را حل نمیکند؛ بعضی مسائل فقط زمانی آرام میشوند که دربارهشان با احترام صحبت شود.
حرفهای کوچک، فاصلههای بزرگ
بسیاری از فاصلهها با یک اتفاق بزرگ شروع نمیشوند. ممکن است یک تشکر گفتهنشده، یک دلخوری کوچک، یک عذرخواهی بهتعویقافتاده یا یک احساس نادیدهگرفتهشده باشد. وقتی این موارد بیان نمیشوند، ممکن است به مرور احساس فاصله ایجاد کنند.
گفتوگو یعنی نزدیکتر شدن
گفتوگو در زندگی مشترک فقط برای حل اختلاف نیست. گاهی صحبت کردن درباره احساسات، خواستهها و نگرانیهای ساده، باعث میشود زن و شوهر دوباره احساس نزدیکی کنند.
لازم نیست هر گفتوگو به یک نتیجه بزرگ برسد. گاهی همین که دو نفر بدون سرزنش یکدیگر حرفهایشان را بشنوند، میتواند قدم مهمی برای بهتر شدن رابطه باشد.
در یک زندگی مشترک، همیشه مشکل از زیاد بودن حرفها نیست؛ گاهی مشکل از حرفهایی است که مدتها گفته نشدهاند.